مصاحبه دکتر سعید رهایی با روزنامه اعتماد
34 بازدید
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : سایت دانشگاه مفید
تعداد شرکت کننده : 0

مصاحبه کننده:‌ علی اکبر گلقندشتی
دکتر رهايي، مدرس دانشگاه و مولف برگزيده كتاب سال حوزه است. كتاب «آزادي دينــي از منظر حقوق بين الملل با نگاهي به رهيافت اسلامي» به قلم حجت الاسلام دكتر سعيد رهايي و از سوي انتشارات دانشگاه مفيد منتشر شده است. اين كتاب از جهت معرفي دقيق مباحث بين المللي در حوزه آزادي ديني و سپس تطبيق آنها با انديشه اسلامي كاري مطلوب به شمار مي رود. اين كتاب در سيزدهمين همايش كتاب سال حوزه به عنوان اثر برگزيده معرفي شد. با توجه به اينكه آزادي ديني يكي از مباحث مهم حقوق بشري و نيز حقوق موضوعه است، با مولف اين كتاب پيرامون آزادي ديني به گفت وگو نشستيم.

سوال اصلي شما در اين تحقيق يعني كتاب «آزادي ديني از منظر حقوق بين الملل با نگاهي به رهيافت اسلامي» چيست؟

 امروز مساله حقوق بشر از چالش ها و در عين حال از راهكارهاي مهمي است كه در جامعه بين الملل و نظام هاي ديني مطرح است، در عين اينكه امروز در بسياري از مراكز و دانشگاه ها، حقوق بشر به عنوان سوالي در ساحت اديان و راهكاري براي تقارب انديشه ها طرح شده است. يكي از مهم ترين مسائل حقوق بشري، مساله آزادي ديني است كه در حقيقت جزو حقوق بنيادين است و جزو نخستين حقوقي است كه در اسناد و جوامع بين المللي مطرح شده است و حقي است كه حق هاي بسياري را در دامان خودش دارد و در عين حال در تزاحم و برخورد با حق هاي ديگر قرار مي گيرد.در اين تحقيق در پي پاسخ به اين سوال بودم كه «آزادي ديني» در نظام كنوني بين المللي حقوق بشر چه جايگاهي دارد؟ ماهيت آن چيست و برداشت هاي متعددي كه در نهادهاي بين المللي مثل كميته حقوق بشر يا در نهادهاي منطقه يي مثل اتحاديه اروپا و نهادهاي منطقه يي امريكايي و آفريقايي از اين حق مي شود، چيست؟ در عين حال محدوديت هايي كه اين حق دارد كدام است و حقوق بين الملل چگونه مي تواند از اين حق پاسداري كند يا چگونه اين حق را محدود مي كند؟ و در عين حال چون امروز اسلام به عنوان يك نظام حقوقي مطرح در دنيا مورد توجه است، اين پرسش در حقيقت خطاب به فقه هم بوده است: با توجه به اينكه مسلمانان در عين حال كه در كشورهاي اسلامي داراي اكثريت هستند در كشورهاي غيراسلامي داراي اقليتند، اسلام نسبت به آزادي ديني چه موضعي دارد؟ زيرا پاسداري از حق آزادي ديني يك بحث دوجانبه است. اگر در كشورهاي با اكثريت مسلمان يا دولت هاي اسلامي، مسلمان ها يا فرقه غالب اسلامي مي توانند حرف شان را با آزادي بيشتر بزنند و عقيده خود را ابراز كنند، در كشورهاي غيراسلامي همين مسلمان ها يا فرقه هاي اسلامي نيازمند هستند كه بتوانند حقوق ديني شان را پاسداري كنند. لذا پاسخ ارائه شده به آزادي ديني در اسلام بايد هر دو وضعيت را لحاظ كند. در مجموع سعي كرده ام به اين پرسش از منظر حقوقي و ديني پاسخ بدهم. هدف آموزشي و پژوهشي اي كه از تاليف اين كتاب داشته ايد، چه بوده است؟ در زمينه حقوق بشر يكي از مشكلات ما در تحقيقات انجام شده در ايران اين است كه هنوز يك حق از حقوق بشر به صورت جامع مورد تحليل واقع نشده است به اين نحو كه از ديدگاه حقوق بشر و حقوق بين المللي، اين حق مورد شناسايي قرار بگيرد، رويه هاي قضايي و شبه قضايي تحليل شود، محدوديت ها بيان شود و در عين حال ديدگاه هاي اسلامي پس از شناخت حق و بر اساس شيوه هاي استنباط اسلامي مورد بررسي و ارائه قرار گيرد. مثلاوقتي يك حق را از ديدگاه حقوقي بررسي مي كنيم، بايد ببينيم تصويب كنندگان حق از تصويب آن چه هدفي داشته اند. به علاوه برداشت هايي كه امروز نهادهاي بين المللي از اين حق مي كنند، چيست؟ راهكارهاي آن، كدام است و دولت ها چه رويه يي درباره حمايت از اين حق داشته اند. سعي شده از ديدگاه آموزشي به عنوان يك الگو، آزادي ديني كه يك حق بنيادين است، اينچنين بررسي شود تا محقق ديگري كه خواست درباره حقوق بشر كار كند، بداند كه چگونه حقوق بشر را بررسي كند تا هم برداشت ها را بداند و هم تفسيرهاي متعدد را درك كند و هم جايگاه فرهنگ هاي متعدد از تفسير حقوق بشر را بشناسد، به نحوي كه شيوه هاي علمي موجود در حوزه تحليل حق و قواعد حقوق بشري رعايت شود و از ابزارهاي نهادهاي قانوني و سازماني كه نظام حقوق بشر در اختيار نهاده چگونه مي توان بهره برد و در عين حال يك شيعه و يك محقق مسلمان ايراني بود.راهكارهاي متعددي است كه مي توانيم آنها را برگزينيم و ديدگاه هاي مرسوم اسلامي را با استفاده از آن شيوه ها بيان كنيم. اگر ما در تبيين ديدگاه اسلامي يا ديني كه مهد حقوق انساني است، از روش هايي كه در نظام حقوق بشري بين المللي ترسيم نشده، استفاده كنيم براي نهادهاي بي طرف ايجاد شبهه مي كنيم كه آيا دين اسلام اين حق ها را پذيرفته يا نپذيرفته است؟ و دين را در معرض انتقادها و هجمه هايي قرار مي دهيم كه اگر علمي عمل مي كرديم، راه سوءاستفاده مخالفان را به صورت پيشيني بسته بوديم در حالي كه بسياري از اين حق ها در اسلام مورد پذيرش قرار گرفته است. شيوه بيان ديدگاه ها، بسيار مهم است به تعبير قرآني «فاتوا البيوت من ابوابها» معصومين عليهم السلام تفسير كرده اند همه كارها را به روش مرسوم و پسنديده خود انجام دهيد. لذا سعي كرده ام شيوه هاي تبيين حق از ديدگاه اسلام را بيان كنم. به علاوه سعي شده كتاب حاضر، از جنبه آموزشي الگويي براي محقق و دانشجو واقع شود. به نظر مي رسد اگر يك محقق آشنا به حقوق بشر و ديدگاه هاي اسلامي الگوي ارائه شده در كتاب را به كار گيرد و ساير حق ها را بر اساس آن بررسي كند مي تواند نظر مثبت اساتيد و متخصصان حقوق بشر و در عين حال اسلام شناسان را جلب كند و از شيوه هاي مرسوم در حوزه نيز دور نباشد. آموزش اين شيوه روش لازمي بود كه بايد انجام مي شد و از لحاظ پژوهش محتوايي هم در باب آزادي ديني لازم بود يك تحقيق جامع انجام مي گرفت. سعي كرده ام به طور غيرمستقيم به دانشجوي تحصيلات تكميلي روش تحقيق و ارائه مطالب را به شيوه پسنديده كنوني و مجامع علمي آموزش دهم تا بتواند با رجوع به سبك نگارش كتاب، متن و پانوشت هاي آن و همين طور شناخت مراكزي كه مي توان با رجوع به آنها اطلاعاتي را درباره اين حق گرفت به طور علمي مطالب موجود در حوزه يك حق را شناسايي و تحليل كند: با استخراج ديدگاه ها از منابع معتبر، آنها را شناسايي كند و به روش پسنديده بدون اينكه مرعوب اعتبار نهاد يا فرد صاحب نظريه قرار گيرد آنها را نقد كند، با رعايت اين ضرورت كه هم طرفدار حقوق بشر باشيم و هم پايبند به اسلام. به عنوان مثال آراي متعددي كه از ديوان اروپايي حقوق بشر تحليل شده نكات مثبت آن مورد استفاده قرار گرفته و در عين حال تضادهاي آنها استخراج شده است. فكر مي كنم به طور عملي و در حد بضاعت اندكم، تفسير آراي ديوان اروپايي حقوق بشر و ديگر نهادها نسبت به يك حق را آموزش داده ام و نيز آموخته ام چگونه مي توان ديدگاه هاي معتبر علمي در حوزه حق هاي بشري را كشف كرد و در عين شناخت صحيح از ديدگاه هاي خودمان به عنوان يك مسلمان ايراني، (كه هميشه بر آن در آموزش حقوق بين الملل و حقوق بشر تاكيد داشته ام)، بتوانم در قالب هاي موجود حقوقي، ديدگاه هاي علمي خودمان را ارائه دهم. اما در هر صورت هر تلاشي خالي از نقصان نخواهد بود.علاوه بر جنبه هاي آموزشي و پژوهشي، جمهوري اسلامي از اين تحقيق چه استقاده هايي مي تواند بكند؟ اجازه بدهيد پاسخ را در قالب يك مثال بيان كنم. يكي از مسائل مهم درباره حق ها اين است كه برخي حق ها مطلق نيستند بلكه محدوديت هايي دارند. اين حق ها را «Restrictable Rights» يا حق هاي قابل تحديد مي گويند. دولت هاي ديني (مثل ما) گاهي متهم مي شوند كه شما اين حق را رعايت نمي كنيد يا اصولابه آن معتقد نيستيد. در حالي كه گاهي يك دولت غربي براي اجراي اين حق، از يك دولت اسلامي بيشتر محدوديت قرار مي دهد ولي چون با شيوه پذيرفته شده بين المللي محدوديت را اعمال و حق را تبيين مي كند به آن اعتراض نمي شود ولي دولت اسلامي مورد اعتراض قرار مي گيرد. لذا تبيين محدوديت هاي اجراي حق و آزادي خيلي مهم است. در همين بحث آزادي ديني، اسناد بين المللي محدوديت هايي را مي پذيرند. مثل اخلاق حسنه، نظم عمومي و تزاحم با ساير حق ها مي توان از اين محدوديت هاي قانونمند استفاده كرد و ضمن پاسداشت اصل حق و آزادي، بدون انتقاد اين محدوديت ها را اعمال كرد. دولت هاي اروپايي اين گونه عمل مي كنند، مثلافرانسه در مراكز عمومي و آموزشي با حجاب مقابله مي كند و آن را با تعيين حدود حق ها توجيه مي كند. ولي در جامعه اسلامي بحث الزامي بودن حجاب را مطرح مي كنند ولي چون غالبا از شيوه مناسب در توجيه آن استفاده نمي كنند، جامعه جهاني برداشت مي كند كه آنان كلامخالف حق هستند. مواردي از اين راهكارها در اين كتاب نشان داده شده است. از جمله دكتريني كه در اروپا پذيرفته شده و راه خود را در نهادهاي جهاني حقوق بشر نيز باز كرده است دكترين حاشيه تفسير «Margin of Appreciation» است، معناي اين دكترين اين است كه در حق هاي قابل تحديد و آزادي هايي كه از سوي جامعه بين المللي داراي محدوديت هايي مثل نظم عمومي يا اخلاق عمومي است چه نهادي بايد نظم عمومي و اخلاق را تشخيص دهد و مصاديق نقض آن را تعيين كند، چه چيزي در يك كشور خاص، نظم عمومي محسوب مي شود يا چه چيزي اخلاق عمومي؟ طبق اين دكترين تعيين نظم عمومي يا اخلاق عمومي بر اساس شرايطي، بر عهده يك دولت است نه يك نهاد قضايي يا شبه قضايي بين المللي يا منطقه يي. مثلاديوان اروپايي حقوق بشر، در باب محدوديت حجاب در قضيه ليلي شاهين عليه تركيه، نمي آيد مدعاي تركيه را كه حجاب در دانشگاه با نظم عمومي جامعه در تضاد است تحليل كند، اين را به دولت تركيه مي سپارد. بر اساس اين تئوري كه دولت ها هستند كه ملت و فرهنگ خودشان را مي شناسند، آنها مي توانند اخلاق را در كشور خودشان تشخيص دهند كه چه چيز اخلاقي است و چه چيز اخلاقي يا موافق نظم عمومي نيست، لذا ديوان اروپايي توجيه كشور تركيه را مي پذيرد و درباره ليلي شاهين يا ديگران، يك دانشجوي مسلمان را از تحصيل محروم مي كنند يا يك دانشجوي مسلمان را كه تحصيل را تمام كرده و فقط مي خواهد يك عكس محجبه روي مدرك تحصيلي خود الصاق كند را از دريافت مدرك محروم مي كنند. اين حكم توسط دادگاه اروپايي تاييد مي شود چون در چارچوب حدود حق آن را تبيين مي كند. ولي بعضي امور در دولت اسلامي اتفاق مي افتد و چون نمي تواند آن را در حدود آن تبيين كند يا در مقام تبيين برنيامده از سوي نهادهاي بين المللي مورد هجمه قرار مي گيرد كه شما اصل حق را قبول نداريد. در صورتي كه اين گونه نيست و آزادي هاي متعددي مورد پذيرش قرار گرفته و اين آزادي ها بر اساس فرهنگ ها مي تواند مورد حمايت و تحت شرايطي مورد محدوديت قرار بگيرد. سعي كرده ام اين شيوه ها را با ذكر برخي مسائل مورد ابتلاي مسلمانان در حوزه آزادي ديني بيان كنم و راهكارهايي را در دسترس مسلمانان قرار دهم به طوري كه حق و آزادي را در حد معقول پاس بداريم و در عين حال ديدگاه اسلامي را حفظ كنيم و هجمه برخي دولت ها و تبليغ آنان عليه اسلام در جامعه جهاني را محدود كنيم. تعريف شما از آزادي ديني چيست؟ من در بخش اول رساله به آن پرداخته ام. درباره تعريف دين و مذهب اختلاف زيادي وجود دارد. در باب اينكه خود دين چيست هنوز نتوانسته اند به يك تعريف واحد و جامع برسند اما در حقيقت اگر تعاريف را از ديدگاه هاي متعددي چه حقوقي و چه فلسفي مورد دقت قرار دهيم متوجه مي شويم اعتقاد به يك امر متعالي درون دين قرار دارد. اين امر متعالي مي تواند از ديدگاه اديان توحيدي خداوند تبارك و تعالي باشد يا نهايتا از ديدگاه ديگران امر ديگري باشد. اولااعتقاد وجود دارد يعني جنبه جزمي دارد و ثانيا امر مقدسي است. در بحث حق بر آزادي ديني ضرورتا اعتقاد به دين مطرح نيست بلكه به تعبير علمي اعتقاد به امر قدسي جهت بحث در رابطه با دين و آزادي ديني است نه اينكه بالضروره اعتقاد به چنين امري را دين بگوييم حتي عدم اعتقاد به چنين چيزي را هم دين مي گويند و در آزادي ديني مورد بحث قرار مي دهند. يعني كسي كه اثبات مي كند يا حتي اثبات نمي كند بلكه صرفا معتقد است كه يك امر مقدسي نداريم، اعتقاد اين فرد هم وارد تعريف دين و قلمرو حق بر آزادي ديني مي شود. پس نه تنها اعتقاد به يك امر قدسي بلكه عدم اعتقاد يا ترديد در اعتقاد را نيز دربرمي گيرد. در اين بحث تفاوتي بين مذهب و دين يا شاخه هاي يك اعتقاد ديني وجود ندارد. اما آزادي ديني از ديدگاه حقوق بشري چيست؟ همانطور كه منابع بين المللي حقوق بشري و كميته حقوق بشر آن را تفسير كرده اند، اين آزادي داراي دو جنبه است: -آزادي دروني يا وجداني-آزادي اجرايي و ابراز اعتقاد.در آزادي دروني بحث اين است كه هر كس در درون و وجدان خود مي تواند ديندار باشد و مي تواند بي دين باشد. مي تواند دين خود را تغيير دهد و مي تواند اعتقاد خود را اصلاح كند و ما نمي توانيم درون ديگران را بكاويم، تجسس كنيم و نمي توانيم او را وادار كنيم كه اقرار كن چه ديني داري و وقتي اقرار كرد او را وادار به تغيير آن كنيم. اين مرحله بحث ابراز دين نيست، اعتقاد باطني است. در جلوه آزادي دروني ديني، اين آزادي مطلق است و قابل تحميل نيست گرچه ما به وسيله ابراز آن، از اعتقاد او آگاه شويم. اما در جلوه بيروني يا جنبه دوم، اديان از معتقدان خود مي خواهند كه معتقدان به آن دين از يكسري آداب و رسوم پيروي كنند. مثلانماز جمعه بخوانند، پوشش خاص، رفتار خاص يا تعهدات خاصي داشته باشند يا مكاني خاص براي عبادت داشته باشند يا حتي در عقود و قراردادها اموري بايد رعايت شود يا حتي در امور خانوادگي دين وارد مي شود. برخي از پرونده هاي مطرح در نهادهاي قضايي و شبه قضايي درباره نماز است. مثلاكسي كارمند اداره يي شده است، از ديدگاه ديني، ظهر جمعه بايد برود نماز جمعه بخواند. ديدگاه اداري و انضباطي مي گويد شما حق تعطيلي كار را نداري اما دين مي گويد بايد كار را تعطيل كني و به نماز جمعه بروي. اين گونه مباحث راجع به جنبه حق بر ابراز دين است. جنبه هاي ابراز دين گاهي فردي است و گاهي جمعي است و گروهي يعني معتقدان به يك دين يا اعتقاد، باهم بايد مراسمي را انجام دهند. گاهي اين الزام ديني چنان گسترده مي شود كه برخي اديان معتقد مي شوند بايد دولت را هم به شيوه ديني اداره كرد و دين بايد قيد دولت و روابط بين المللي هم باشد. اين مربوط به جنبه دوم آزادي ديني است. حال به هر وسيله يي كه دين ابراز شود، حتي در باب آموزش و پرورش، مثلايك خانواده مسلمان در يك كشور يا حتي يك خانواده غيرمسلمان مي خواهد كودك خود را در مدرسه يي براي تحصيل ثبت نام كند ولي مي گويد آموزش ها بايد طبق ضوابط ديني من يا مخالف آن نباشد، برخي آموزش ها از ديدگاه من مردود است. يا در مواردي دولت ها داراي دين خاصي هستند يا ديدگاه خاصي بر رويه آموزشي غلبه دارد يا تصاوير و كتاب درسي داراي جهت خاصي هستند و والدين كودك نمي خواهند اين ديدگاه را داشته باشند. تمام اين مسائل يعني پوشش، عبادت، محل عبادت و غيره داخل در بحث ابراز آزادانه دين مي شود. اين آزادي ابراز دين يك آزادي مطلق و نامحدود نيست بلكه محدود است و محدوديت هايي دارد يا مي تواند داشته باشد: همان گونه كه آزادي بيان داراي محدوديت هايي است، آزادي ابراز دين نيز حدودي دارد. از موارد مهم اين حدود، تعارض يا تزاهم آزادي بيان با آزادي ديني است چون آزادي بيان گاهي در تعارض با برخي حقوق و اعتقادات قرار مي گيرد. لذا كميته حقوق بشر در تفسير ماده 18 ميثاق بين الملل حقوق مدني و سياسي مي گويد مراد از آزادي ديني آزادي داشتن دين، تغيير دين و آزادي ابراز دين است. اين مفهوم آزادي ديني از جنبه حقوق بشر بين المللي است، همين مباحث از جنبه اسلامي هم قابل بررسي است. در كتاب سعي شده تا حد مقتضي به اين مباحث پرداخته شود. در جامعه جهاني، دين از هر دوطرف ضربه مي خورد. در جامعه هاي سكولار يا در جامعه هاي كمونيستي به طور شديدتر مذهب ستيزي دنبال شده يا مي شود، از طرفي در كشورهاي منطقه، گروهي چون مذهب خاصي دارند مثلاشيعه هستند، تحت فشار قرار گرفته و از بسياري از حقوق خود محروم مي شوند. شما مشكل آزادي ديني را در جوامع غربي و ديني چگونه مي بينيد؟ يقينا دين در طول تاريخ بشر در جهت تعالي بشر نقشي مهم و اساسي داشته است. بسياري از اصول تمدن و نيز حقوق بشر را انسان ها از پيامبران يا مروجان ديني فرا گرفته اند، اما در اين هم شكي نيست كه اعتقاد منشا تضاد، درگيري و كشتار شده. نه تنها دين بلكه تفسير از دين منشا درگيري ها شده است. اسلام به نظر ما دين كامل است ولي تفسير اسلام توسط گروهي با تفسير اسلام توسط گروهي ديگر منشا درگيري ميان پيروان مذاهب اسلامي شده است. همچنان كه در جنگ هاي 30 ساله در اروپا بين مسيحيان به دليل تفسير متفاوت دو فرقه از مسيحيان اتفاق افتاد و كشته هاي بسياري گرفت. اين اختلاف تفاسير در يهوديت هم قابل مشاهده است و آثار بدي بر جا گذاشته است. امروز هم دينداران دغدغه مسائل ديني را دارند و هم سكولارهايي كه مي خواستند دين را از اداره جامعه حذف كنند و هم دين ستيزان دچار مشكلات فراوان شده اند. در جامعه جهاني كه مركب از مردمان متفاوت با عقايد و گرايش هاي گوناگون ديني است، مهم ترين مساله در دو بحث خلاصه مي شود: -عدم مدارا. اگر مدارا از يك جامعه رخت بربست، هيچ كدام از صاحبان و معتقدان به اديان نمي توانند در كنار هم زندگي كنند. مدارا را بايد صاحبان اديان قبول كنند، به تعبير قرآني، بايد همديگر را بشنوند و بعد تبعيت احسن كنند. متاسفانه يكي از غلط ها در آزادي ديني اين است كه بين حقانيت ديني و آزادي ديني خلط مي شود. فكر مي كنند اگر آزادي ديني را بپذيرند، يعني حقانيت ساير اعتقادات يا اديان را پذيرفته اند، در حالي كه بحث حقانيت بحث ديگري است. آزادي ديني و مدارا يعني هر انساني اصالتا حق دارد دين خود را ابراز كند و ديگران هم حق دارند او را نقد كنند. اگر بگوييم دين ما حق است و لاغير يا تفسير ما حق است ولاغير و نتيجه بگيريم ديگران حق داشتن عقيده مخالف يا ابراز منضبط و قانونمند آن را ندارند، اين منشا تنش و ستيز مي شود. حال تفاوتي نمي كند چه تفسير ما با لوح واقع مطابق باشد و جلوي حرف زدن بقيه را بگيريم يا اينكه اصلاتوهم باشد. چون هيچ صاحب دين و تفسيري نيست كه بگويد من حق نيستم. يعني اگر شما به ديني معتقد هستيد، پس آن را حق يا مناسب مي دانيد. نمي توان صاحب يك دين را مجبور كرد كه بگويد دين من حق نيست. بايد اجازه داد افراد در يك فضاي باز كه انديشه ها و اديان قابليت بيان شدن دارند، انتخاب كنند، در اين فضا دين حق بهتر شناخته مي شود و پايدارتر و گسترده تر خواهد شد.

آدرس اینترنتی